رابعه زند:

موسیقیدان،نوازنده،آهنگساز،مدرس و پژوهشگر

در چند مسیر پرتلاش

️تولد ٢٦ شهريور ١٣٦۱/تهران

به قلم:

استاد علیرضا میرعلی‌نقی

جامعه جوان موسیقی ایران ، اگرچه رابعه زند را با عنوان نوازنده‌‌ ممتاز “قانون” می شناسد ، اما گستره کارها و دستاوردهای او بیش از یک و دو عنوان است . روحیه حرفه ای او که بیشترین وقت و نیرویش را وقف موسیقی می داند تا تبلیغ و رابطه سازی ، کارنامه شایسته تمجید او را به نظر عموم فعالان موسیقی کلاسيک ایرانی نرسانده است . رابعه زند ، بانویی هنرمند ، با نامی انحصاری و بی شباهت به هر نام دیگری ، با گذر از مرز چهل سالگی ، با کارنامه پروپیمان خود ، بدون نیاز به هیچ مبالغه ای ، بیش از هر زمان دیگری شایسته‌ معرفی است . یادداشت حاضر مرور کوتاهی است بر این کارنامه پر کار و پر تکاپو.

رابعه در خانواده ای هنر دوست زاده شده است . در ایام کودکی، با تمبک آشنا شد و  به طور جدی موسيقى را از نه سالگى با آموختن سنتور آغاز كرد. بعد از یکسال،  دوره موسيقى ارف و سازهای آن را گذراند  و بالاخره در يازده سالگى وارد هنرستان عالی موسيقى شد . سازِ قانون را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب كرد و نزد “استاد مليحه سعيدى” آموزش ديد. در دوره ى هنرستان، از اساتيد بزرگی در زمينه تئوری موسيقى،سازشناسی،هارمونی،آهنگسازی و نوازندگی سازهاى مختلف ايرانى و جهانى، بهره برد. وی با تلاش های بسیار،در ۱۵ سالگی به عنوان نوازنده‌‌ی رسمی وارد ارکسترهای حرفه‌ای موسیقی شد و پا به صحنه‌های جدی عرصه‌ی موسیقی گذاشت ، و در ۱۶ سالگی،تدریس موسیقی کودکان و دروس تئوری را آغاز کرد. بعد از اخذ ديپلم موسيقى، وارد دانشگاه و دوره عالى فراگیری موسيقى شد . در رشته‌ی موسيقى ايرانى (نوازندگى ساز قانون) ، به ظاهر فارغ التحصيل شد و به واقع ، تحصیل واقعی را بعد از گرفتن مدرک ، آغاز کرد . چهره ای شاخص و همیشه فعال در كنسرت ها و فستيوال هاى مختلف (در كشورهايى همچون :ايران، فرانسه،آلمان،يونان، هند،گرجستان،سوئد، نروژ و آذربايجان) ،به عنوان تكنواز (سوليست)،بداهه نواز،گروه‌نواز و همخوان، شناخته شد و نامش در متن جامعه موسیقی نشست .

 

بعد از گرفتن لیسانس در رشته‌ی اول خود (موسیقی)، دوباره عزم به فراگیری کرد ،اواخر سال ۱۳۸۵ به دنیای آکادمیک سینما در رشته‌ی «فیلمنامه نویسی» واردشد و زیر نظر استاد ناصر تقوایی، در سال ۱۳۸۸، فارغ‌التحصیل گردید و در همان سال تصمیم به مهاجرت گرفت تا در کنار مادرش در شمال اروپا زندگی کند، اما بعد از حدود یک سال، دوری از وطن را تاب نیاورد و  به ایران بازگشت. پس از آن، درسال۱۳۹۰ ،توسط جناب آقای “سيف الله شكرى”، با جهان سازهای باستانی آشنا شد و با الهام از نقوش كتيبه هاى باستانى و مرور تاريخ دوران باستان، بازنوازى و آهنگسازى براى سازهاى كهنِ ايران را هدف تلاش هایش قرارداد ، و سازهایی چون: “چنگ بين النهرين”(بربت “ميان رودان” ،متعلق به تمدن بین‌النهرین،با قدمت ٤٧٠٠ سال) و”بربت ارجان” (متعلق به  تمدن باستانى و نقوش جامِ ارجان یا «ارگان» ، با قدمتِ ۳۴۰۰ سال) و “چنگ نارسینا” و “چغامیش” (متعلق به دوره‌ی عیلامی) را با دیدگاهی پژوهشگرانه ، بازنگری ، بازسازی و بازنوازی کرد.

در همین اوان ، یعنی سال ۱۳۹۰ ، ، مهمترین اتفاق در زندگی او رقم خورد : به قصد بهبود صدادهی ساز قانون ، و استقلال در تولید این ساز ، با هدف بی نیازی از خرید قانون های عربی و ترکی ، با اندک سرمایه‌ای ، و با مشاورت تعدادی از سازگران حرفه‌ای و متخصص در مهندسی ساخت آلات موسیقی، شروع به طراحی و ساخت نمونه‌ای جدید از قانونِ ایرانی کرد : راه دراز و مراحل دشوار بود ، اما همت او کارساز شد و از سال ۱۳۹۱ ، پیش چشمان دیرباور همکارانش ، موفق شد خط تولید رسمی این ساز را به راه بیندازد و با نام انحصاری برندِ خود، «رها»، به بازارِ تولید و فروش ساز راه پیدا کند.

رابعه زند ،  از نوجوانی آهنگسازی می کرد و آثارش را در اجراها و آلبوم های مختلف می نواخت ، تا این که  در سال ۱۳۹۵ ،اولین آلبوم کاملا مستقلش  را در زمینه آهنگسازی و تکنوازی قانون، بانام «قانونِ بی قانون»(با نوشته ای از میرعلیرضا میرعلی نقی ، منتقد و تاریخ نگار موسیقی کلاسیک ايران ) عرضه کرد .  آلبوم  با استقبال خوبی روبرو شد و چند ماه در صدر فهرست سی دی  های پرفروش موسیقی بی‌کلام قرار گرفت و کاندید” جایزه آهنگسازی معاصر “نیز شد.

فعالیت های او هیچگاه محدود نشد :  در سال ۱۳۹۷ ، آکادمی تخصصی سازِ قانون و چنگ های باستان، با نام «رابعه» را تاسیس کرد ، تا  به یکی از ایده‌هایی که سال ها در ذهن می‌پروراند:(موسیقی کودک،همراه با نوازندگی چنگ کودک)،جامه ی عمل بپوشاند. چرا که سال ها به دلایل متعدد تجربی و نظری ، معتقد بود : ساز بلز(Bells) نمی‌تواند برای شروع موسیقی کودکان ایرانی ،ساز مناسبی باشد. از این رو سازی برگرفته از نقوش باستانی را طراحی کرد و نام آن را «چنگ کودک» گذاشت.

برای نحوه‌ی تدریس آن، دستور آموزشی مدونی نوشت (اکنون ؛ در مراحل نهایی چاپ و نشر)  و همچنان معتقد است که با رشد و همگانی شدن این روش یادگیری موسیقی، پهنا و ژرفای یادگیری هنر نوازندگی در کودکان ایرانی ، کمال خواهد یافت.

“قانوندخت” جوان موسیقی ایران ،در سال ۱۳۹۸ ، با پشتوانه ی تجربه‌ و پژوهش در زمینه‌ی چنگ های باستانی،یک دستگاه “چنگ” از دوره‌ی “عیلامی”را بازسازی و بازنوازی کرد . یک سال بعد از آن، با پوششی طراحی شده بر اساس نقوش بازمانده باستانِ آن زمان،در شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی، از آن رونمایی کرد و این چنگ را “ناپیرآسو” نامید.

هدف رابعه زند از بازنوازی این سازهای فراموش شده ، یادآوری فرهنگ موسيقى كهن ايران‌زمين و قدمت پرارزش هنر نوازندگی از دیرباز ، و شناساندن صداهای گمشده بود و هست او سالهاست که همچنان با گروهی از سازگران (ساز سازان) ، با تحقيق و پژوهش در زمينه‌ی صدا دهی و پیشرفت در روند ساخت این سازها ، کار می کند . دور از حاشیه و پروپاگاند هایی که متاسفانه در محیط امروز ، جای کارهای اصلی را گرفته است !

 

 

 رابعه،  در سال ۱۴۰۰ گروهی را با نام «ناپیرآسو» ، ( با همکاری نوازندگان چنگ های باستان و قانون ایرانی)  تاسیس کرد : او با این سازبندی ویژه ،فعالیت رسمی این گروه را با رونمایی در شبکه‌های تلویزیونی به  نمایش گذاشت . کار این گروه  همچنان در حال رشد است و جالب این که هر بار به تعداد نوازندگان این گروه،اضافه می شود.

  تالیفات مهم خود را نیز از دست ننهاده است : دو جلد کتاب متد و اتود (دستور و تمرین ) های ساز قانون،متد تدریس چنگ کودک، مقاله نویسی تخصصی ، و تهیه  پادکست ،برای معرفی چنگ های باستانی ایران را در دست تولید دارد که بزودی چاپ و نشر خواهند شد.

رابعه زند ، مانند اکثر نخبگان ایرانی ، به ناگزیر ، با همه روحیه منعطفی که برای کارهای جمعی دارد ، به ناچار ارتشی تک‌نفره است . آثار تاثیرگذار در تاریخ و فرهنگ ایران ، غالباً راهی جز این نداشته اند . شاید هم بهترین شکل و شیوه ، همین باشد : افرادی پیدا می شوند که به تنهایی ، یک واحد فرهنگی /هنری/ آموزشی هستند و این بیت جاودانه مولانا را به یاد می آورند : “از هزاران خلق ، یک تن صوفی اند ، مابقی در سایه ی او می زیند” . قانوندخت تلاشگر موسیقی کلاسیک ایرانی ، البته فروتن تر از این هاست که چنین تشبیهی را در حق خود بپذیرد . اما نگاهی به کارنامه او ، تازه بدون در نظر گرفتن مشکلات آشکاری که زیست زنانه در این نقطه ی همیشه ملتهب از خاورمیانه دارد ، نشان می دهد که زندگی و تکاپوی او ، بسیار معنی دار تر از افرادی است که تنها نام های رسانه پرکن و حضور دائم الاوقات ِصوتی _تصویری دارند .